
کاربرگ ۲-۳
اردیبهشت ۱۱, ۱۴۰۴شما به ایپزود ۵۶ پادکست پرتو گوش میکنین. امروز میخوایم دقیقتر به موضوع شجاعت نگاه کنیم. اصلاً شجاعت به چه معناست؟آیا تمام کارای شجاعانه—چه فیزیکی، چه اخلاقی و چه روانی—وجه مشترکی دارن؟ آیا شجاعت حتماً باید با غلبه بر ترس همراه باشه؟ از دیدگاه روانشناسی،آیا شجاعت یه ویژگی شخصیتیه، یه حالت ذهنیه یا صرفاً رفتاریه که ما در لحظه انتخابش میکنیم؟ و مهمتر از همه،فکر میکنید میتونیم شجاعت رو تمرین کنیم و فرد شجاعتری بشیم؟ برای جواب دادن به این سؤالا، میریم سراغ تحقیقات دکتر سینتیا پیوری Dr. Cynthia Pury استاد روانشناسی تو دانشگاه کلمسون آمریکاس. ایشون تقریباً بیست ساله که داره روی موضوع شجاعت و نحوه قضاوت ما در مورد شجاعت بقیه تحقیق میکنه. دکتر پیوری و همکاراش، شجاعت رو اینجوری تعریف میکنن: «پذیرفتن یه ریسک ارزشمند.» این تعریف سه تا جزء مهم داره:
۱.پذیرفتن: پذیرفتن یه برگزدیدن آگاهانهس. ببینید من اینجا از کلمهی انتخاب استفاده نکردم و به جاش برگزیدن گفتم. تو زبان مهاورهایی استفاده نمیشه ولی شاید بهتر اینو برسونه که منظور “مطلوب بودن” نیست. وقتی میگیم پذیرفتن یه انتخاب آگاهانهاس بعضیهامون میگن: من که اینو نمیخواستم. یعنی انتخاب رو به خواستن و نخواستنشون ربط میدن. اینجا ذهن داره گول میزنه ما رو. گاهی ممکنه اون انتخاب برای شخص مطلوب نباشه ولی شخص مطلعه از دشواریهاش.
و سومی ارزشمند بودن: ریسکی که میکنیم برای یه هدف معنادار و باارزشه. مثلاً، شیرجه زدن تو استخر کم آب ریسکه، ولی ارزشمند نیست. اما سرمایهگذاری روی تحصیلات خودت با قرض گرفتن پول از کسی، ریسکیه که هدف و ارزش داره.
جز مهم دو ریسکه: منظورمون کاریه که انجام میدیمو باید با خطر همراه باشه و احتمال آسیب برای ما وجود داشته باشه.


